سلام و درود خدمت شما دوستان گرامی و صبح بخیر امیدوارم که روزی خوب داشته باشیم و در پناه خداوند مهربان روزگار را به شادی بگذرانیم دعا میکنم در این روزگار و روزها از خداوند مهربان که بار الها ما را به ساحل آرامش برسان ،کرونا،ترامپ،جیب های خالی،سفره های خالی تر ،و آدم هایی که نسبت به هم رحمی ندارند تو گویی فکر میکنند تا ابد زنده هستند،اما لحظه کوتاه زندگی و دیدن آمدن و رفتن آدم هایی که قبل از ما حیات را تجربه کردند یاد آور این موضوع است که زندگی در عین اینکه بهترین نعمت خداوند مهربان برای ماست ،اما ناپایدارترین نیز هست آنچه که با هزار زحمت و شاید فریب بدست می آوریم شاید در آنی از کف برود 
مرحومه مادرم همیشه در هنگام غم شعری عامیانه،اما عمیق را بر زبان می‌آورد 

شعر روزگار نامناسب مردم ناسازگار
روزگار نامناسب ، مردم ناسازگار

آنقدر آزرده ما را ، تا شدم آموزگار

روزگار بی مروت ، مردمان غمگسار

می دهد بر باد ما را ، تا شوم آمیزگار

زندگی ناسازگار و ، عالمی بی بند و بار

می کشاند تا کجا ما را ، ندانم کردگار

زندگی انگار ، بر کام زرنگان است و بس

کام ما ناکام ازین ، کام است وطعم روزگار

روزگار از ما چه می خواهی ، مروت کن بگو

تا بریزم بر دو پایت ، آنچه دارم یادگار

کاش می شد تا زبان بسته را بازش کنی

ساز ناکوک خلایق هم ، به گوشم سازگار

کاش می شد تا که باما هم دمی رحمی کنی

تا من دلخسته هم شاید ، شوم پرهیزگار

من که ببریدم دل و،بستم دوچشم خسته را

از خلایق های دنیا ، تا که باشم رستگار

باز چشم نیمه بازم ، بهر یک درصد امید

بسته ام دست نگار و ، ناجی ام پروردگار

فرزاد مقبلی

شعر روزگار نامناسب مردم ناسازگار