شب آرزوها

شب آرزوها گذشت خدایا همه کسانی را که در رسیدن انسان های دیگر به آرزوهای خود در راه درست یاری کرده‌اند یاری فرما آنهایی که مانع دیگران از رسیدن به حق خود شده آند را کفایت فرما ،و آنهایی دیگرانی در رسیدن به آنچه سزاوار نیستند یاریگر هستند خوب قاضی باش که اینان ترجمان ظلم هستند ،واگذار می‌کنم به تو خدای مهربان امورم را و توکل می‌کنم به تو زندگیم را،هر چه تو صلاح میدانی،کفایت کن مرا که در میانه ناملایمات نه توان دارم و نه میشود از آنهایی که مبنای رفتارشان بی عدالتی است توقعی داشت،امین یا رب العالمین

بخشیدن

روزگاری به عزیزی نصیحت میکردم که ببخش که خداوند مهربان تو را ببخشد آما گذشت زمان به من آموخت که بخشیدن آنانی که زندگی تو را دستخوش ناملایمات و رنج مینمایند نه تنها به التیام دردهای ما نمی‌انجامد که به تشدید زخمها نیز منجر می‌شود ،اما نفرت نیز گره گشا نیست چون به خود ما آسیب میزند پس چه باید کرد ،دست باید کشید و ظالم را دعا کنیم،/نه اما این‌ها از نظر هر شخصی متفاوت  است بستکی یه من دارد من. اگر به مبدا خیر ایمان داشته باشم  یا نداشته باشم رفتارم متفاوت است گاهی تو تمام تلاشت را می‌کنی اما بی حاصل ،بی خیال می‌شوی اما این ظاهر ماجراست چون زخمهایی بر جان داری که تا ابد با توست و در این حال واگذار میکنی به خدا ،چرا چون دیگر زورت نمی‌رسد و من هم با توکل بر مهربان خداوند،وقتی توان احقاق حقوق خود را ندارم میسپارمت به او،و ایمان دارم که اینگونه نخواهد ماند باور کن ،خدا هست و تا خدا هست این امید هست که روزی سپیدی بر سیاهی چیره شود